22202220- 021

متعهد  بپیشبرد  شما

واژگان و اصطلاحات استارتاپی

اگر به تازگی وارد دنیای استارتاپ های تکنولوژی شده باشید، احتمالا تعدادی واژه یا اصطلاح رو دائما اینجا و آنجا شنیده اید. اگر هنوز به دنبال پیدا کردن معنای اون‌ها نرفتید، هیچ ایرادی نداره چون ما در این پست وبلاگ سعی کردیم که پر‌کاربردترین این واژه ها رو براتون تشریح کنیم. در ضمن اگر فکر می کنید که واژه یا اصطلاحی رو زیاد شنیدید که از این لیست جا مونده در نظرات همین بلاگ قرار بدید.

Startup
به فارسی (استارت آپ یا شرکت نوپا)

به یک شرکت یا کسب‌ و کار گفته می‌ شود که معمولا به تازگی و در نتیجه کار آفرینی ایجاد شده‌ است، رشد سریعی دارد، و در جهت تولید راه حلی نوآورانه و دوام‌ پذیر برای رفع یک نیاز در بازار شکل گرفته‌ است. این شرکت‌ ها معمولا مبتنی بر ایده‌ هایی ریسک‌ پذیر هستند که مدل کسب و کارشان مشخص نیست و بازار هدفشان نیز در حد فرض است.

Journey Ahead 
به فارسی (اول راه یا اول سفر)

اولین مرحله شکل گیری استارتاپ هست. در این مرحله شما افکاری در ذهن دارید که بیشتر شبیه رویاست و اونها رو توی ذهنتون پرورش میدین. توجه کنین که در این مرحله قلم کاغذی در کار نیست.

Seed
به فارسی مرحله کشت ایده

در این مرحله تا می تونید ذهن خود رو به دانش و اطلاعات مجهز کنید. منابع، کتاب‌ ها، نرم افزار ها و همین‌ طور کارگاه‌ های آموزشی کمک بزرگی بهتون می کنند.کارهایی که باید در این مرحله انجام دهید:
الف - نیازسنجی: استارت اپ ها باید بتونن نیاز یا مشکلی از مردم رو رفع نمایند. در واقع کسب و کار های موفق با شناسایی نیاز های مشتریان خود، محصولی متناسب با خواست اونها به بازار ارائه می کنند. پیشنهاد می کنم حتما کتاب تست مامان رو مطالعه کنید.
ب - شناخت رقبا: برای موفقیت لازمه شما همیشه یک قدم از رقبای خود جلوتر باشید. نظر شخصی: «اگر فکر می کنید رقبای شما خیلی قوی هستند و نمی توانید از پس رقابت با آنها بر بیایید بهتر است کلا این پروژه را کنار بگذارید و روی یک پروژه بهتر با رقبا کمتر تمرکز کنید تا به موفقیت دست بیابید».همچنین سرمایه‌ گذاران مایلند بدانند که رقبای شما چه کسانی هستند و اینکه چه چیزی شما را بهتر از اونها می‌کنه. بنابراین مهمه که لیستی از رقبای خود تهیه کنید.
ج - Market Analysis یا تحلیل بازار: در واقع تلاشی هست که یک کسب و کار برای جمع آوری اطلاعات انجام میده تا بتونه تصویر شفافی از نقاط قابل دست یابی در بازار به دست بیاره و سلیقه مشتریان جهت خرید محصول یا خدمات شان را بفهمند.

seed funding
 به فارسی سرمایه مرحله کشت ایده

اولین حامی استارتاپ‌ ها سرمایه‌ گذاران مرحله کشت ایده هستند. یک کارآفرین می‌تونه با یک جستجوی محلی یا اینترنتی افراد مختلفی برای سرمایه‌ گذاری پیدا کنه. در این مرحله سرمایه‌ گذار طبق قوانین و فرمت‌ های پذیرفته شده در بازار بخشی از سهام شرکت استارتاپی خود رو خریداری می‌کند. شرکت، ارزش گذاری اولیه می‌شود و سپس سرمایه جذب می‌شود.

Prototype
 به فارسی (نمونه اولیه)

نمونه‌ اولیه راهی سریع و ارزان برای بازخورد گرفتن از مشتریان هست و استارتاپ‌ ها می تونن به کمک بازخورد مشتریان موفقیت خودشون رو تضمین کنند.

Business Plan 
به فارسی (طرح کسب و کار)

نوشتن طرح کسب و کار برای استارت آپ ها به معنی رسم نقشه برای رسیدن به هدف است. برای رسیدن به هر هدفی داشتن یک نقشه که گام های ما برای رسیدن به هدف نهایی را مشخص می کنه بسیار ضروریه. Business Plan شامل تمام موارد مالی، سود و زیان ها، مجوزها، برنامه نویسی اپلیکیشن اندروید و جزئیات دیگر است و اجباری، چون راه انداختن یک استارت آپ نیاز به سرمایه داره و اگر بدنبال یک سرمایه گذار خارجی باشید بدون داشتن بیزینس پلن موفق نخواهید شد.

Minimum Viable Product
به اختصار MVP
  به فارسی (حداقل محصول قابل عرضه)

حداقل محصول قابل عرضه (فروش) در این مرحله جهت آزمایش تهیه میشود. نکته مهم اینجاست که نه روی MVP1 (اولین محصول) زیاد بمانید و نه در طول مدت زمان کوتاهی به MVP20  برسید.

ممکن است اعضاء یک تیم استارتاپی تصور کنند که روی معدنی از ایده ها نشسته اند، اما ساختن یک محصول کاملاً عملی بدون دانتستن این که آیا آن محصول دقیقاً نیاز مشتری است، اتلاف منابع ارزشمند است. اما MVP به تیم اجازه می دهد که بیشترین میزان مطالعه را در مورد مشتری انجام دهند. همچنین با استفاده از آن می توانند پیش از اینکه وقت زیادی را صرف کنند، ایده خود را به بوته آزمایش گذارند.
وجود MVP به شما می کند تا مشتریان خود را بشناسید، بفهمید کجا می توانید آن ها را بیابید و به علاوه رفتار آن ها مطالعه کنید. از طریق MVP می توان فهمید که مشتریان چگونه شما را پیدا می کنند، حاضرند چه قیمتی بپردازند و از همه مهم تر اینکه قبل از این که وقت و پول خود را برای توسعه این محصول صرف کنید، MVP به شما می گوید که آیا این کار صحیح است یا خیر.

Minimum Viable Valuable Validated Product
به اختصار MVVVP

حداقل محصول با قابلیت: عرضه (فروش و سود دهی) ارزشمند (سودمند بودن برای بشر) و معتبر (اعتبار بخش به تیم)

Initial Public Offering
به اختصار IPO
 به فارسی (عرضه اولیه عمومی)

به عرضه‌ی اوراق‌ بهادار شرکت به عموم برای اولین بار و بدون سابقه قبلی قیمت‌ گذاری می گویند. بررسی تحقیقات نشان می‌ دهد که حوزه اصلی مطالعات در زمینه IPO ، ارزیابی کارآیی روش‌های مختلف قیمت‌ گذاری و تخصیص سهام در عرضه‌ های عمومی است. روش‌های مختلفی وجود دارد که شرکت می‌تواند برای عرضه‌ی عمومی اوراق‌بهادار خود از آن استفاده کند. سه روش متداول:
روش آمریکایی ثبت دفتریعرضه‌ی عمومی به روش حراجعرضه‌ی عمومی به‌ قیمت ثابت
انتخاب روش عرضه‌ی عمومی براساس مقررات و عرف هر کشور صورت می‌گیرد.

Accelerators
به فارسی (شتاب دهنده ها)

شتاب دهنده ها، شرکت های خصوصی هستند که استارتاپ‌ ها را از همان ابتدا مورد حمایت فکری، فنی و مالی قرار داده و از ابتدا آنها را بر اساس شرایط داخلی خود پذیرفته و از آنها حمایت می کنند. روش پذیرش توسط هر شتاب دهنده با دیگری متفاوت است. بعضی در یک فضای کاری -رقابتی، تیم‌ها را به معرفی ایده های خود دعوت کرده و بین چند ایده برتر یک رقابت فشرده برگزار کرده و در آخر بر روی یک یا چند ایده سرمایه‌ گذاری نهایی را انجام می‌ دهند. برخی دیگر با برگزاری جلسات متعدد بصورت تک به تک، به بررسی ایده و تیم اجرایی می پردازند.

Incubators 
به فارسی (مراکز رشد)

بر خلاف شتاب دهنده‌ ها، مراکز رشد یا دولتی هستند یا وابسته به مراکز دولتی و شرکت‌ های زیر مجموعه آن ها. این مراکز بیشتر از استارتاپ‌ هایی حمایت می‌کنند که راستای سیاست‌ گذاری‌ های کلان کشوری هدف‌ گذاری شوند. مثلا در مقطعی ممکن است تولیدات محیط زیست و یا خدمات دولت الکترونیک دغدغه مسئولان و نیاز فوری جامعه باشد، منطقی است که چنین ایده هایی بیشتر مورد توجه این مراکز قرار می گیرد.

Non Disclosure Agreement
به اختصار NDA
به فارسی (پیمان‌نامه عدم افشا)

قراردادی است که طی آن طرفین موافقت می‌کنند که اطلاعاتی که در قرارداد بر روی آن توافق کرده‌اند را فاش نکنند. یک پیمان‌نامهٔ عدم افشا، مراوده‌ای محرمانه میان دو دسته، به منظور مصون داشتن هر نوع اطلاعات محرمانه، انحصاری یا اسرار تجاری ایجاد می‌کند. برای مثال، دو دسته می‌توانند قراردادی با هم امضا کنند که در آن اسرار تجاری خود را با هم به اشتراک بگذارند، ولی ان را برای دیگران فاش نکنند.

Venture Capital 
به اختصار VC
 به فارسی (سرمایه گذاری خطر پذیر)

سرمایه گذاری خطرپذیر یک روش تامین مالی است که در آن افراد متخصص و با تجربه، پول های جمع آوری شده از سوی سرمایه گذاران را همراه با کمک های مدیریتی خود در اختیار شرکت های جوان (استارت آپ ها) برای رشد و توسعه قرار می دهند. این نوع سرمایه گذاران در انتظار سود بالاتر، ریسک‌های بالاتر را می‌پذیرند. این تامین مالی منبع مهمی برای شرکت‌ های نوپا است؛ چرا که معمولا به سبب تاریخچه کوتاه این شرکت ها، امکان تامین مالی از طریق منابع سنتی هچون بانک ها و بازار سرمایه، برای آن ها فراهم نمی باشد.

Angel Investors: 
فرشتگان کسب و کار – اشخاصی هستند که با ورود خود به یک استارتاپ، به غیر از امید، تجربه، شبکه افراد و سرمایه می آورند. تفاوت آن ها با سرمایه گذاران معمولی در ریسک پذیری بالا، نوع مشارکت آن ها و میزان زمانی است که بروی استارتاپ می گذارند.

 

Anti Dilution Right: 
حق جلوگیری از رقیق شدن سهام – شخصی که دارای این حق باشد، می تواند به مدت معینی از رقیق شدن سهام خود که به واسطه جذب سرمایه اتفاق می افتد جلوگیری کند. درصد سهم کلیه سهامداران یک شرکت با جذب سرمایه جدید از طریق شخص ثالث، کاهش می یابد (رقیق می شود) بخشی از سهام که دارای حق جلوگیری از رقیق شدن باشد، مشمول این کاهش نمی شود.

 

Burn Rate: 
به میزان هزینه کرد یک استارتاپ در زمان مشخص می گویند. مبلغی است که یک استارتاپ در حال حاضر بطور ماهانه خرج می کند تا جوابگوی مخارج خود قبل از سوددهی اولیه باشد.

 

Elevator Pitch:
 اگر در یک آسانسور با یک سرمایه گذار همراه شوید و فقط ۶۰ ثانیه وقت داشته باشید که تا ایده خود و دلیل اینکه ارزش سرمایه گذاری دارید را به او بگویید، چه خواهید گفت؟ اگر شما نتوانید ایده خود را در ۶۰ ثانیه طوری بیان کنید که همه متوجه شوند، احتمالا یک جای کار ایراد دارد. بطور کلی ارائه آسانسوری شامل معرفی مشکل، راه حل، مشتریان و معرفی تیم کارآفرین یا صاحبان ایده است. این نوع ارائه تنها برای شروع یک گفتگو طراحی شده است، پس تا جای ممکن باید از کلماتی استفاده کنید که فشرده، خلاصه و کامل باشد.

 

ٍESOP یا Option Pool:
 سهام تشویقی کارکنان – سهامی است که به مرور زمان به واسطه حضور یک کارمند توانمند و مستعد به او تعلق می گیرد. بنیانگذاران معمولا در استارتاپ ها ۵ الی ۲۰ درصد از سهام شرکت را برای تخصیص به کارمندان تخصیص می دهند. این کار با هدف حفظ استعدادها و جلوگیری از خروج آنها به دیگر شرکت ها انجام می شود. بطور مثال یک کارمند ارشد ممکن است سالانه ۰/۵ درصد از سهام شرکت را طی ۵ سال صاحب شود (سالانه ۰/۱ درصد)

 

Fundraising: 
جذب سرمایه – به دریافت سرمایه جدید در یک استارتاپ می گویند. بطور مثال یک استارتاپ برای دریافت سرمایه لازم برای مرحله رشد، مبلغ ۴۰۰ میلیون تومان جذب می نماید. اگر فرض کنیم ارزش شرکت قبل از جذب سرمایه ۱/۶ میلیارد تومان بوده باشد، (ارزش بعد از جذب سرمایه ۲ میلیارد تومان خواهد بود) سرمایه گذار با آوردن ۴۰۰ میلیون تومان به شرکت، ۲۰ درصد از سهام شرکت را صاحب خواهد شد و در اثر آن مابقی سهامداران بخشی از درصد سهام خود را از دست خواهند داد (ولی ارزش سهمشان تغییر نخواهد کرد)

IPO: 
زمانی که یک استارتاپ، سهام خود را در یک فراخوان در بورس به عموم پیشنهاد می دهد و دیگر یک استارتاپ نیست.

 

M&A:
 خلاصه Merger (ادغام) و Acquisition (خرید) است. زمانی است که یک استارتاپ توسط شرکت بزرگتر از خود با اهداف استراتژیک خریداری می شود و یا با شرکتی هم اندازه ادغام می گردد. در حالت خرید، صاحبین سهام در ازای دریافت مبلغی بر اساس ارزش شرکت آنرا واگذار می نمایند.

 

Exit:
 خروج – به زمانی گفته می شود که یک بنیانگذار یا سرمایه گذار از استارتاپ خارج می شود و سود حاصل از تلاش یا سرمایه گذاری خود را نقد می کند. معمولا خروج در زمان IPO و یا M&A اتفاق می افتد.

 

NDA یا Non-Disclosure Agreement: 
قرارداد محرمانگی اطلاعات – توافقی است که بر اساس آن یک یا هر دو طرف موظف به حفظ اسراری هستند که بین یکدیگر مبادله می نماید. ممکن است شما در صورت زیر پا گذاشتن آن دچار دردسر می شوید، پس حتما با دقت این قرارداد را بخوانید.

 

Pivot: 
زمانی که یک شرکت به دلیل اینکه بازدهی ندارد تغییر جهت و مواضع می دهد. برای مثال، تغییر در قسمتی از محصول یا تمرکز بروی یک ویژگی خاص یا بررسی مجدد مشتریان و تمرکز کردن بر دسته ای خاص از مشتریان خود.

 

ROI: 
بازده سرمايه گذاری یا بازگشت سرمایه – نسبت پول بدست آمده از سرمایه گذاری به سرمایه اولیه است.این عدد معمولا به صورت درصد بیان می شود. با اين شاخص مي توان فهميد كه يك شركت تا چه حد از سرمايه اش براي سودآوري بيشتر استفاده بهينه كرده است. لذا هرچه اين شاخص بالاتر باشد فرصت سرمایه گذاری جذاب تر است.

 

Seed Funding: 
سرمایه بذری – یک گیاه  از یک بذر شروع به رشد می‌کند. بیشتر استارتاپ‌ها نیز برای رشد خود به میزان معینی از جذب سرمایه نیاز دارد تا رشد کنند، به این سرمایه که در مراحل اولیه در اختیار استارتاپ قرار می گیرد، سرمایه بذری گفته می شود.

 

Venture Capital:
 سرمایه کارآفرینانه (خطر پذیر سابق!) – شرکت سرمایه گذاری است که منابع مالی و خدمات مدیریتی را در اختیار شرکت های در حال رشد قرار می دهد. استارتاپ ها نیز از این امکانات به منظور توسعه محصول، جذب مشتری و افزایش نفوذ بازار استفاده می کنند. شرکت سرمایه گذار را VC فیرم (VC Firm) و به سرمایه ای که به شرکت در حال رشد داده می شود سرمایه کارآفرینانه (مخاطره پذیر) (Venture Capital) گفته می شود.

 

Vesting: 
در واقع به نوع تخصیص سهامی می گویند که بنیانگذاران را در برابر یکدیگر محافظت می نماید. بطور مثال اگر ۲ بنانگذار هر کدام ۵۰ درصد شرکت را داشته باشند و قرار باشد سهام خود را طی ۵ سال (بصورت وستینگ) دریافت کنند، در صورتی که یکی از آنها پس از ۲ سال از شرکت خارج شود (مثلا توسط گوگل استخدام شود!) تنها ۲۰ درصد از سهام شرکت را خواهد داشت و در واقع ۳۰ درصد باقیمانده به سهامدار دیگر برمی گردد. وستینگ سهام، بنیانگذاران را از هم محافظت می کند، ریسک را کاهش می دهد و اجازه میدهد که تنها نگرانی شما پیشرفت استارتاپتان باشد.

Bootstrapping: 
برخی از کسب‌وکارها از ابتدا کار خودکفا هستند. به فرآیند راه‌اندازی آنها Bootstrapping می‌گویند. یعنی بدون نیاز به کمک و منابع مالی خارجی به فعالیت خود ادامه می‌دهند. در دنیای استارتاپ، صاحبان هر کسب و کار با استفاده از سود فعالیتشان و سرمایه گذاری آن در همان استارتاپ می‌توانند شرایط مالی و پیشرفت شرکت را کنترل کنند.

 

Unicorn Startup
(استارتاپ تک شاخ): 
استارتاپ تک شاخ یا یونیکورن استارتاپ، به استارتاپی گفته می‌شود که ارزش سهام آن از یک بیلیون دلار (یک میلیارد دلار) فراتر رود.